اومدم تهران که با اشتباهات خودم زندگی کنم و این بزرگترین لطفیه که به خودم و زندگیم میکنم.
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام
ببخش
شانهات
عمیق و شور شد
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام
با لکنت
از مرگ میگوید:
چ چ چا چاقو قو.. قو...
- پرواز کرد
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام
جنونم را نمیپسندیدی
تا بپسندیم
سوسیس میشوم
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام
دارد از میان دنده هایت
د س ت م عبور میکند
به تو نزدیکم
و تپیدن قلب تو
با تناوب انگشتان من موازی ست
به خوب فکر کن!
... به خوبی
تا فردا گل بکارم
به پرنده دانه بدهم
پیرمردی را از خیابان عبور بدهم
یا به کودکی یاد بدهم E=mc2
گل آفت میزند
پیرمرد می میرد
و کودک
- در آینده را دارد می گوید-
بمب کشنده یی اختراع خواهد کرد
...
دوست داشتن تو
تنها روی کاغذ داستان خوبی ست
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام
تو از خود هيچ نميدانى
من
- كه چشمانم را
بين شيار پلكهايت جا گذاشته ام,
از سقوط هر موى تو
ناخن جويده ام,
به دور شدن صداى اصطكاك پايت بر زمين
گلويم از بغض كبود شده,
به انتظار شنيدن كلام مهرى از تو
در گوشهء چشمم
خون خيمه زده,
و ديده ام كه از دهان كوچك تو
جاى زخمهاى بزرگى بر تن رنگها مانده است_
ميدانمت.
تو
همانى كه بايد باشد
امّا...
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام