خرید بک لینک

اومدم تهران که با اشتباهات خودم زندگی کنم و این بزرگترین لطفیه که به خودم و زندگیم میکنم.

+تاریخ چهارشنبه سوم مرداد ۱۳۹۷ساعت 22:57 نویسنده میم په |


برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:12

...

ببخش

شانهات

عمیق و شور شد

برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:57

زبان نارس مرد

با لکنت
از مرگ میگوید:
چ چ چا چاقو قو.. قو...

- پرواز کرد

برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:57

گاو بودم اگر

جنونم را نمیپسندیدی

تا بپسندیم

سوسیس میشوم

برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:57

کوچه زیادند کسانی که هر صبحاشتها دارند به خوردن ابر,شوق به بغل گرفتن شانه,... نه!برویم عقبتر:کسانی که دوست دارند هر روز در تخت خوابشان بیدار شونددر وسط یک خیابانخیابان تنها جاییست که میشود در کنارههایش کوچهای خلوت یافتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 20:56


دارد از میان دنده هایت
د س ت م عبور میکند
به تو نزدیکم
و تپیدن قلب تو
با تناوب انگشتان من موازی ست

به خوب فکر کن!
... به خوبی
تا فردا گل بکارم
به پرنده دانه بدهم
پیرمردی را از خیابان عبور بدهم
یا به کودکی یاد بدهم E=mc2

گل آفت میزند
پیرمرد می میرد
و کودک
- در آینده را دارد می گوید-
بمب کشنده یی اختراع خواهد کرد

...
دوست داشتن تو
تنها روی کاغذ داستان خوبی ست

برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 20:56


تو از خود هيچ نميدانى

من
- كه چشمانم را
بين شيار پلكهايت جا گذاشته ام,

از سقوط هر موى تو
ناخن جويده ام,

به دور شدن صداى اصطكاك پايت بر زمين
گلويم از بغض كبود شده,

به انتظار شنيدن كلام مهرى از تو
در گوشهء چشمم
خون خيمه زده,

و ديده ام كه از دهان كوچك تو
جاى زخمهاى بزرگى بر تن رنگها مانده است_

ميدانمت.

تو
همانى كه بايد باشد
امّا...

برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 20:56

شهاب به دروی ستاره آمدهداس انگشتانماز میان دندانهای نامرتّبِ شبتا بپاشمشان به فنجان قهوهاتهر جرعه که فرو میبریآرزویی از من برآورده میشود- آهستهتر...تا به یاد آورم جز توچند محال دیگر دارم؟ +تاریخ دوشنبه شانزدهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 20:56

چهار ساله بودماولین جنگ صلیبی را به راه انداختمدر اتاقیبا زینب چهل سالهامو مریم برایم چای میآوردروزنامه میخوانم:"کشاورزی کردهایمآفریقا را در گل فرو بردیماروپا سبز شد" نمیدانم کجا هستی؟زیر چشمی پای راست مریم را میپایم: - پاشنهی بلند کفشهای اونیاز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 20:56

ده ماه است که رفته یی و هژده چرخها تنها نُه چرخ برای من کنار گذاشته اند صدای خرد شدن کرفس زیر دندان یا شکستن پهلوهای برف نو زیر پاهایت چیزی میشود از این دست با کمی پیاز داغ بیشتر و البته ربدر آن لحظه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 20:56

sghl چیزی در من گم شده است. یعنی حس میکنم از من نیست و در کالبد من گم شده. مثل حیوانی که نمیداند چه قرار است بر سرش بیاید، نقطه به نقطهام را میگزد و من مثل حیوانی که کرم مغزش را خورده باشد دارم از هم میپاشم. چیزهایی مثل ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد نیکنام تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 20:56

صفحه بندی