کوچه
کوچه پر است از چیزهایی که نیست
هی "کو؟"
هی "چه؟"
و گاهی "کی؟"
شاید ندانند "کی؟"
آنها که از ما عقبترند,
ما هم نمیدانیم
- شاید چند آدم کوکی
جلوتر:
اشتهای خوردن ابر مرضیست لاعلاج
به تخت بستهاندم
و دستهایم با لباسی سفید به شانههایم قفل شده
در ابر فرو رفته ام
و در موسیقی
کَرَم اما
و ابر کِرم-خورده ست
پر از سوراخ
...
{خواست بگوید:
"مرا تنها از تیمارستانهای معتبر بخواهید"
که کوکش تمام شد...}
+تاریخ جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 0:57 نویسنده میم په |
برچسب:
نویسنده: میلاد نیکنام